أبو علي سينا ( مترجم : حكيم احمد الله خان دهلوى )

176

رسالة في الأدوية القلبية ( تفريح القلوب ) ( فارسى )

و ابتدا به ترياق فاروق و مثروديطوس نماييم چه هيچ دواى از ادويه مركبه در ملايمت مزاج انسانى و موافقت او و تقويت قلب [ و ازاله ] 852 توحش و مقاومت سموم به مرتبه او نمىرسد و علل اين معانى 853 بعضى از آن معلوم اند و بعضى مجهول - و معلوم آنكه به جهت بسايط حاصل شده و مجهول آنچه از 854 صورت مزاجيه - مثال اول مىدانيم 855 ما كه 856 ترياق و 857 مثروديطوس از سم افعى و عقرب نافع‌اند و تقويت قلب و كبد و معده نمايند 858 بسبب 859 اجزاى كه به جهت اين فوايد مقرراند و مثال ثانى آنكه اشرف فعل هر دو به طبعيت و خاصيت بود كه استعداد قبول او بعد مزاج حاصل شده و ملايمت او به 860 طبعيت انسانى بمرتبه كمال باشد و مبداى او از خارج [ بود ] 861 اگرچه نمىدانيم ما كه اين نسبت يعنى نسبتى كه ميان قوى ادويه بسيطه و اوزان بسايط هر دو حاصل است به چه علت احداث اين استعداد نموده - چنانچه اين جهل ما در 862 چيزهائى كه حدوث آن به طبعيت بود نه بضاعت نيز موجود است - و عقلاى اهل نظر جزم 863 نموده‌اند كه ابتدا به تاليف اين هر دو دوا بارشاد . الهى 864 و عنايت اوست و امر او وحى يا شبيه با وجود و قياس بكنهه او نمىرسد مگر به قدرى كه مذكور شد و اگر تمام افعال ترياق از جهت بسايط مىبود 865 نه بسبب مزاجى كه استفاده نموده هر آئينه طرى 866 او نسبت به مخمر انفع و 867 افعل مىشد و امر بخلاف آنست بلكه در طرى او منفعتى نيست مگر قليلى و منفعت و خاصيت نبود مگر در مدرك او و استحكام تخمر 868 او نزد متاخرين در 869 ده سال متحقق شود - و نزد جالينوس در بيست سال و اين اختلاف بحسب 870 بلدان حاره و بارده باشد و اميد منفعت ازو نزد متاخرين قبل از شش ماه نباشد و خاصيتى كه درو بعد تخمر 871 و امتزاج حدوث يافته قياس ما و جالينوس و ديگر اطباى سلف مقتضى آن نبود بلكه اميد آن بود كه بعد 872 تخمر و 873 امتزاج خاصيتى جامع خواص بسايط بلكه 874 اضعف ازو در آن هر دو حادث شود با وجود خوف آنكه امتزاج مسقط خواص بسايط گردد و چون الهام الهى و عنايت او در تاليف آن هر دو همراهى نمود خواص او بعد تجربه اضعاف مامول بظهور آمد و ظنى كه بود متحقق شد نه يقين و متخلفين از اطبا اعتقاد دارند كه در آن هر دو حرارتى زياده از حد است پس در 875 استعمال نصف مثقال ازو توقف نمايند 876 نه در استعمال چهار مثقال از كمونى 877 و فلافلى 878 - و مقتضى قياس آن است كه حرارت در يك شربت اين دو 879 معجون از ساير معاجين اكثر است - چه در نصف مثقال از ترياق و مثروديطوس دو دانگ و يك طسوج عسل بود و سه طسوج ادويه و در عسل قوت همين‌قدر ادويه نفوذ 880 نموده و معهذا در آن هر دو ادويه بارده نيز داخل‌اند چنانچه افيون مگر آنكه از تخمير 881 قوت شى مضاعف شود خواه حار باشد و خواه بارد و نيز تخمر 882